کتابدونی

کتابایی که خوندیم رو اینجا مختصر می کنیم و در موردش حرف می زنیم

کتابدونی

کتابایی که خوندیم رو اینجا مختصر می کنیم و در موردش حرف می زنیم

ما ها نه نویسنده ایم و نه منتقد ادبی ولی به چیزهایی که می خونیم فکر می کنیم و در موردش حرف می زنیم. لذا نوشته های این وبلاگ لزوما درست نیست اما نتیجه فکرهای ماست. برداشت از مطالب آزاد اما با مسئولیت شرعی و حقوقی خواننده مطالب (نه نویسنده) است.

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آخرین مطالب

آخرین نظرات

رومانف ها

پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۴ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب «رومانف ها» نوشته «کندیس فلمینگ» با ترجمه «محمدکاظم شجاعی»



کتابی جذاب و خواندنی در مورد آخرین سال های حکومت آخرین خاندان سلطنتی در روسیه


این کتاب 250 صفحه ای، به بررسی وضعیت روسیه در حدود دهه 1910 میلادی می پردازه. زمانی که نیکلای دوم و همسرش الکساندرا، حکومت رو در روسیه به دست دارند و مثل اکثر جاهای دنیا، آخرین پادشاه حکومت اغلب بی عرضه و ناتوان در حوزه سیاست بوده که همین بی کفایتی منجر به فروپاشی حکومت تزارها بر روسیه می شه.
اوضاع نا بسامان مردم، غفلت سلطنت از وضع و حال مردم، سو استفاده طبقه نجبا و شریف زادگان از دهقان ها مثل خیلی جاهای دیگه دنیا از جمله ایران.
با حمله اتریش مجارستان به صربستان ، جنگ جهانی اول شروع می شه و نیکلای هم تصمیم به ورود به جنگ می کنه، جنگی که برای روسیه، حاصل اش تجریه کشورهای شرقی، سرنگونی حکونت تزار و روی کار اومدن حکومت کمونیستی به رهبری لنین شد.
متاسفانه با روی کار اومدن لنین هم اوضاع برای مردم روسیه تفاوتی نمی کنه و هنوز همون فشارها و سختی ها به مردم وارد میشه. خصوصا که لنین خیلی زود و در سن 50 سالگی می میره و استالین که به شدت مستبد بود، جاش رو می گیره، در نتیجه انقلاب مردم باعث میشه که فقط، استالین به جای نیکلای بشه

داستان کتاب به صورت بسیار جالب و هیجان انگیزی نوشته شده به طوری که من کل کتاب رو در 3 چهار روز خوندم، ترجمه کتاب هم نسبتا خوب و قابل قبول اه. خوندنش حس خوندن یک رمان تاریخی رو به آدم میده که هرچند روایت گری صحنه ها توش زیاده اما آدم رو خیلی خسته نمی کنه. شخصیت های عجیب ( و البته واقعی) و اتقاقات هیجان انگیز و غیرقابل پیش بینی، باعث شده که یک داستان واقعی جذاب به وجود بیاد.

یک موضوعی که جالب بود در داستان خانواده نیکلای رومانف این بود که این خانواده شامل 4 دختر و 1 پسر، دوره های خوش و ناخوش بسیاری رو پشت سر گذاشتند اما هیچ وقت نامید نشدند و همواره (اگر قول داستان راست باشه) سعی می کنند از سخت ترین شرایطی که درش بودند بهترین ها لحظه ها رو خلق کنند. همه خانواده اهل عکاسی و خاطره نویسی بودند. اوج این ماجرا اون جا است که انقلابیون این خانواده رو زندانی می کنند و مجبورشون می کنند که حدود 15 نفر (خانواده به همراه نوکرهای خانواده سلطنتی) در یک ساختمان با 5 اتاق زندگی کنند، بدون هیچ پنجره ای و فقط با روزی 1 ساعت بیرون رفتن از خانه.
تو این شرایط که دیگه لباس ها رو فقط هفته ای یک بار برای رختشورخانه می فرستادند، دو تا از دخترهای تزار، از زندانبان ها درخواست می کنند که لباس شستن رو به اون ها یاد بدهند، دخترها بعد از اینکه لباس شستن رو یادگرفتن کلی ذوق کردن و نون پختن رو هم یادگرفتن!! در حالیکه آدم انتظار داره دختر تزار در چنین شرایطی که تو سن 19 20 سالگی یه عده کارگر تفنگ به دست هر روز آزارشون میدن، یا فقط غر بزنه و یا با نامیدی خودکشی کنه.
راز این سازگاری با شرایط خانواده نیکلای، اعتقاد دینی بسیار قوی اون ها بود، تا حدی که البته گاهی دیگه بیش از حد میشد و کلا امور کشور رو به خدا می سپرد به جای وقت گذاشتن. اما بچه ها ، اون ها با این بنیه اعتقادی و دینی قوی ، هیچ وقت سرخورده نشدند، در زمان جنگ تو بیمارستان پرستار بودند، بعدا به خدمه کمک می کردند در دوران اسارت و غیره.

توصیه می کنم که این کتاب رو مطالعه کنید و امیدوارم از خوندنش لذت ببیرید.

۹۶/۰۴/۱۵ موافقین ۱ مخالفین ۰
احسان بدریکوهی

رومانف

نظرات  (۱)

۲۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۵۱ مطهره علیجانی پور
خیلی هم عالی! میخونمش ان شاء الله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی