کتابدونی

کتابایی که خوندیم رو اینجا مختصر می کنیم و در موردش حرف می زنیم

کتابدونی

کتابایی که خوندیم رو اینجا مختصر می کنیم و در موردش حرف می زنیم

ما ها نه نویسنده ایم و نه منتقد ادبی ولی به چیزهایی که می خونیم فکر می کنیم و در موردش حرف می زنیم. لذا نوشته های این وبلاگ لزوما درست نیست اما نتیجه فکرهای ماست. برداشت از مطالب آزاد اما با مسئولیت شرعی و حقوقی خواننده مطالب (نه نویسنده) است.

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آخرین مطالب

آخرین نظرات

با من از زمان حرف نزن

دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۱۶ ب.ظ

به نام بخشنده ی بزرگ

کتاب " با من از زمان حرف نزن " در قالب رمان عاشقانه به قلم صدیقه احمدی .





کتاب " با من از زمان حرف نزن " یک رمان عاشقانه است که در آن حال و هوای دوران عاشقی بسیار دقیق به تصویر کشیده شده است . شخصیت اصلی این  کتاب دختری است به نام نیلوفر که علی رغم دوستی های مکرر و فراوان با پسرهای مختلف هنوز موفق به پیدا کردن نیمه گمشده خود نگشته ، این در حالی است که بعد از ازدواج دوخواهرش ، مادر سعی دارد به هر طریقی او را روانه خانه بخت کند . اینبار تا مراسم نامزدی پیش رفته که نیمه گمشده پیدا می شود ؛ مردی که پس از مردن دوباره به دنیا برگشته .....





دخترک به واسطه شغلش که پرستاری است با پسری آشنا می شود که برای انجام کارهای خیرخواهانه به سراسر دنیا می رود ولی اطرافیانش اعتقاد دارند که او کمی غیر عادیست و تلاشهای پدر پسر و اظهار نظر او درباره پسرش و زندگی نا موفق قبلیش و بیماری روانی او مخالفت شدید مادر نیلوفر را برمی انگیزه و مادر مجبور می شه پرده از راز زندگی خودش بداره و تمام اینها در حالیه که خود سهراب به نیلوفر گفته که بعد از زنده شدن مجددش در مراسم خاکسپاری ، بدلیل خیانت همسرش از او جدا شده و از طرف خداوند مأمور شده تا زندگیشو وقف آدم های بیچاره دنیا کنه و احساس قلبیش بهش می گه که نیلوفر تنها زنیه که حس نیکوکاری فراوونش اونو شبیه فرشته ها کرده و می تونه همراه زندگی او باشه . و ادامه ماجرا ....

داستان پر فراز و نشیب عشق و دو دلی بین انتخاب عقل یا دل .... آیا واقعا سهراب به گفته پدرش روانیه و مداوا نشدنی یا اینها فقط همون عشق خدایی هست که خودش ادعا می کنه ؟!! بهر حال هر چی که بود نیلوفر رو تا سرحد جنون کشونده و باعث شده تا بعد از سالها رویه زندگیشو عوض کنه و حس نیکوکاری درونش رو باور می کنه .

Jاز من بپرسید :  رمان عاشقانه خوبی بود که حدودای 380 صفحه است ولی کمی سر سری و ساده نوشته شده ولی به جزییات خوب پرداخته شده . اگه از اون دسته رمان خون ها هستین که به جزییات اهمیت می دین و سبک عاشقانه رو دوست دارین رمان خوبیه و به یک بار خوندنش می ارزه و با یه پایان شیرین داستان رو براتون لذت بخش می کنه .

 



۹۶/۰۲/۲۵ موافقین ۲ مخالفین ۱
الهه بدریکوهی

نظرات  (۲)

۰۶ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۷ احسان بدریکوهی
سلام

خخخ منفی دادم چون رمان رو دوست ندارم. چون رمان واقعی نیست ولی می تونه تصوری از واقعیت بده که ساخته و پرداخته ذهن نویسنده است.

البته شما به طرز جذابی نوشته بودی که بدم نمی اومد آخرش رو بخونم :)
پاسخ:
خیلی نامردیه ینی برا همه انتظار منفی داشتم جز این
۰۸ تیر ۹۶ ، ۱۶:۵۸ مطهره علیجانی پور ارباستان
سلام علیکم
علاقمند به خواندنش شدم :)

پاسخ:
ارزش یکبار خوندن رو داره ساده و روانه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی